



نویسندگان
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز سایت : نفر
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
نیست بر لوح دلم جز الف آلت یار
ارسال در تاریخ سه شنبه 14 اردیبهشت 1389 توسط
مهدی
طبق آخرین اخبار واصله در خصوص مطرح شدن بحث افزایش جمعیت از طرف آقای احمدی نژاد مشخص شد كه ایشان 3 ماه دیگر صاحب فرزندی جدید می شوند.
ارسال در تاریخ دوشنبه 13 اردیبهشت 1389 توسط
مهدی
به قول قدیمی ها ، رفاقت ها بوی شاش گرفته
ارسال در تاریخ دوشنبه 13 اردیبهشت 1389 توسط
مهدی
ای صادق هدایت / شكرانه ی سلامت . . .
ارسال در تاریخ شنبه 11 اردیبهشت 1389 توسط
مهدی
سر در اتاقش نوشته بود :
یك عمر غفلت ، یك لحظه پشیمانی
یك عمر غفلت ، یك لحظه پشیمانی
ارسال در تاریخ شنبه 11 اردیبهشت 1389 توسط
مهدی
دنبال مقاله درباره گوسفند و بز میگشتم
سرچ كردم بز
ببین چی اومده:

ارسال در تاریخ چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 توسط
مهدی
یعنی كسی مغز خر خورده باشه بره تو صبا میل و میهن میل كه تو صفحه جدید فیلترینگ تبلیغش رو میكنن عضو بشه
ارسال در تاریخ چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 توسط
مهدی
خدایا این گوزیدن رو از ما نگیر چونكه خیل كثیری از وبلاگ نویس ها بیكار میشن
ارسال در تاریخ چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 توسط
مهدی
ارسال در تاریخ سه شنبه 31 فروردین 1389 توسط
مهدی
ارسال در تاریخ پنجشنبه 24 دی 1388 توسط
مهدی
تو هیئت
یارو احساساتی شد ، بلند شد داد زد:
-رهبرا از تو به سر دویدن / از ما به یک اشاره
.
.
.
.
خنده ی حضار
طبقه بندی: خودمونی،
ارسال در تاریخ شنبه 12 دی 1388 توسط
مهدی
تو کف این شعر موندم که میگه:
به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
به دریا بنگرم دریا ته وینم
به دریا بنگرم دریا ته وینم
مشکل از اونجایی شروع میشه که میگه :
به هر جا بنگرم آنجا ته وینم
کم کم دارم به خودم شک می کنم!
ارسال در تاریخ چهارشنبه 2 دی 1388 توسط
مهدی
ارسال در تاریخ شنبه 28 آذر 1388 توسط
مهدی
هیچ وقت یاد نگرفتم وقتی تو اداره 2 تا از هم اتاقی های خانوم دارند درباره روش های پیشگیری شون صحبت می کنند من باید چی کار کنم!!
ارسال در تاریخ چهارشنبه 25 آذر 1388 توسط
مهدی
به آبدارچی اداره میگم یه چایی کم رنگ بیار
برچسب ها: آبدارچی،
میگه : می خواستی تو هم درس بخونی ، رئیس بشی تا واست چایی بیارم !!
برچسب ها: آبدارچی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 23 آذر 1388 توسط
مهدی
کم مونده حوزه علمیه به خاطر گوزیدن دیروز من تو صف نانوایی کلاس هاشو تعطیل کنه
طبقه بندی: خودمونی،
برچسب ها: حوزه علمیه، طنز،
طبقه بندی: خودمونی،
برچسب ها: حوزه علمیه، طنز،
ارسال در تاریخ شنبه 21 آذر 1388 توسط
مهدی
بعد از کلی چونه زدن بزرگتر ها
توافق حاصل شدبه نیت یاران (خاص) امام زمان 313 سکه بهار آزادی مهریه عروس خانوم تعیین شد.
همه صرف خوردن شیرینی شدن
بزرگی از میان جمع سرش را بالا آورد و با جدیت خاصی گفت :
1 سکه هم بزنید واسه اسب آقا
.
.
.
.
خنده ی حضار
طبقه بندی: خودمونی،
برچسب ها: مهریه، اسب آقا،
ارسال در تاریخ شنبه 14 آذر 1388 توسط
مهدی
آخ عجب دردی داره وقتی تمام وجودت از فشار پر میشه
برچسب ها: اسهال،
بعد هر کاری که داری انجام می دی رو کنار میذاری
بعد بدو بدو به سمت دستشویی میدوی
با شکم پر از درد روی سنگ توالت مینشینی
هی زور میزنی هی زور میزنی
و آخر سر
2 قطره ی قهوه ای رنگ
همه ی اینها به خاطر 2 قطره نا قابل
آخ که اونجای آدم میسوزه
و در آخر تو می مانی و درد
برچسب ها: اسهال،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 4 آذر 1388 توسط
مهدی
مکان : مترو
از لهجه اش می خوانم که عرب است
بچه اش هی اذیت میکنه
طاقت مرد تمام می شود با قدرت میزنه تو دهن پسرک و میگه : زهرِ خر
با تعجب نگاهش میکنم
به نشانه اصلاح ، سری تکان می دهد و ابرو بالا می اندازد و می گویید : مار - مار
برچسب ها: زهر خر، زهر مار،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 4 آذر 1388 توسط
مهدی
امروز صبح در مسیر اداره رادیو را روشن کردم
برچسب ها: تاکسی نوشت،
مجری داشت درباره ی فرشته های کوچک شهرمان صحبت می کرد
رفت سراغ دخترک دستمال فروش
مجری : خاله جون اسمت چیه؟
دخترک : نگین
مجری : خاله چند سالته ؟
دخترک : 3 سال
مجری : خاله جان 3 سال زود نیست واسه کار؟
سکوت دخترک
مجری : اهل کجایی دخترم؟
دخترک : افغان هستم
مجری : روزی چقدر درآمد داری خاله جان؟
دخترک : روزی 30 هزار تومان.
.
.
.
.
من و خاله هر دو به درآمد دخترک غبطه می خوریم!!!
برچسب ها: تاکسی نوشت،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 4 آذر 1388 توسط
مهدی
ارسال در تاریخ دوشنبه 2 آذر 1388 توسط
مهدی
فمینیسم ها اعلام کردند به نشانه مساوات مرد و زن از این به بعد " سوتین " نمی پوشن!!
طبقه بندی: خودمونی،
برچسب ها: شورت مردانه،
میگم بد نیست ما مرد ها هم به نشانه مساوات دیگه شورت نپوشیم.
طبقه بندی: خودمونی،
برچسب ها: شورت مردانه،
ارسال در تاریخ شنبه 30 آبان 1388 توسط
مهدی
اصغر با "ممه " یه جمله بساز!
طبقه بندی: خودمونی،
برچسب ها: طنز،
- "گرممه"
حالا با "گرممه "جمله بساز!
- گر ممه آید به دستم / می فشارم با دو دست
طبقه بندی: خودمونی،
برچسب ها: طنز،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 27 آبان 1388 توسط
مهدی
بچه فامیلمون لکنت زبون داشت ، باباش بهش تخم کفتر داده بود، میگفت پسرم بخور بگو قسطنطنیه
طبقه بندی: خودمونی،
برچسب ها: قسطنطنیه،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 27 آبان 1388 توسط
مهدی
شوهر : خانوم زنگ بزن از مادرت تشکر کن بابت لواشک ها
برچسب ها: لواشک،
زن با عشوه :عزیزیم اگه با من ازدواج نمیکردی چی کار میخواستی بکنی؟
مرد: هیچی، یُبس میشدم.
برچسب ها: لواشک،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 27 آبان 1388 توسط
مهدی
متوجه شدم که این روز ها مردم بیشتر از گذشته فحش نثار شاه و خاندانش میکنن
.
.
.
.
اونم به خاطر اینکه مملکت رو ول کرد و رفت.
.
.
.
.
اونم به خاطر اینکه مملکت رو ول کرد و رفت.
ارسال در تاریخ چهارشنبه 27 آبان 1388 توسط
مهدی
اینجا اداره ! بغل دستی بد جوری داره به مانیتورم نگاه میکنه! اینو مینویسم تا ما تحتش بسوزه
طبقه بندی: خودمونی،
برچسب ها: ما تحت، سوزش،
طبقه بندی: خودمونی،
برچسب ها: ما تحت، سوزش،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 27 آبان 1388 توسط
مهدی
ارسال در تاریخ چهارشنبه 27 آبان 1388 توسط
مهدی
دارم مطمئن میشم که رابطه مستقیمی بین رابطه ی کارمند و رئیس و رابطه ی دیشب رئیس وجود داره!!
برچسب ها: رابطه، طنز،
برچسب ها: رابطه، طنز،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 27 آبان 1388 توسط
مهدی
الهی هیچ وقت شب بله برون جیشتون نگیره تا جلوی دایی و خاله مجبور نشید برید توالت سر کوچه خونه عروس خانوم
- از یک درد کشیده
برچسب ها: مناجات،
- از یک درد کشیده
برچسب ها: مناجات،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 27 آبان 1388 توسط
مهدی
تبلیغات
